|
Friday, January 18, 2002
٭ سلام
........................................................................................من چند روز هست كه سرم شلوغ هست نميتونم بيام نت:) بعدش هم از آقا ØØ³ÙŠÙ† ممنون كه ما رو هم تو لست وبلاگ ها اد كرد ولي بابا چرا اسم ما رو عوض كردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آقا اسم وبلاگ ما Ø§ØØ³Ø§Ù† ز يادداشتظ هست !!!!!!!!!!!! نوشته شده در ساعت 9:13 AM توسط EHSAN Sunday, January 13, 2002
٭ ميگم بعضي وقتا ØØ§Ù„ ميده آدم خودش رو بزنه به ديوونگي ها مخصوصا تو ايرون خودمون
مثلا امروز شنيدم كه ديروز توي ميدون بهارستان بغل ساختمان مجلس جديد يه Ù†Ù�ر رÙ�ته بودش بالاي دكل مخابراتي Ùˆ با يك بلندگو واسه مردم سخنراني ميكرد Ùˆ هي Ù�ÙˆØØ´ Ùˆ بدو بيرا ميگÙ�ت به آخوندا مردم هم همه دور دكل جمع شده بودن Ùˆ داشتن ØØ§Ù„ ميكردن P: خلاصه پليس اومده بود Ùˆ آتشنشاني Ùˆ ... كه بيارنش پايين ولي ميگÙ�ت كه هر كي بخود نزديك بشه من خودمو از اين بالا ميندازم!!!!!!! نوشته شده در ساعت 10:01 AM توسط EHSAN
٭ با سلامي ديگر اول از همه يه شعر واستون بنويسم Ø§ØØªÙ…الا خيلي ها ØªØ§ØØ§Ù„ا شنيدنش من خيلي باهاش ØØ§Ù„ ميكنم آهنگ جزيره با صداي سياوش قميشي البته تقريبا همه آهنگاي قميشي Ø¨Ø§ØØ§Ù„Ù† ولي خوب بعضي هاش Ø¨Ø§ØØ§Ù„تر هستن.
........................................................................................من همون جزيره بودم خاكي Ùˆ صميمي Ùˆ گرم واسه عشق بازي موجاقامتم يه بستر نرم يه عزيز دردونه بودم پيش چشم خيس موجا يه نگين سبز خالص رو انگشتر دريا تا يك روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي قصه هاي عاشقي رو تو وجودم جاگذاشتي زير رگبار نگاهت دلم انگار زير Ùˆ رو شد براي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا Ù†Ù�س كشيدي انگار Ù†Ù�سم بريد تو سينه ابر Ùˆ باد Ùˆ دريا Ú¯Ù�تن ØØ³ عاشقي همينه .......همينه امدي تو سرنوشتم بي بهونه پا گذاشتي اما تا قايقي اومد از من Ùˆ دلم گذشتي رÙ�تي با قايق عشقت سوي روشني Ù�ردا من Ùˆ دل تنها نشستيم چشم براهت لب دريا ديگه رو خاك وچودم نه گلي هست نه درختي Ù„ØØ¸Ù‡ هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي دل تنها Ùˆ غريبم داره اين گوشه ميميره ولي ØØªÙŠ ÙˆÙ‚Øª مردن باز سراقت رو مگيره ميرسه روزي كه ديگه قعر دريا ميشه خونم اما تو درياي عشقت باز يه گوشه اي ميمونم... ميمونم.... خواستم يه لينك هم بدم كه هر كي نشنيدتش بره گوش بده كه پيدا نكردم): اين هم يه شعر ديگه از ديوان ØØ§Ù�ظ شيرازي : صنما با غم عشق تو Ú†Ù‡ تدبير كنم تا با كي در غم تو ناله شبگير كنم دل ديوانه از آن شد كه Ù†ØµÙŠØØª شنود مگرش هم ز سر زلÙ� تو زنجير كنم آن كه در مدت هجر تو كشيدم هيهات در يكي نامه Ù…ØØ§Ù„ است كه ØªØØ±ÙŠØ± كنم با سر زلÙ� تو مجموع پريشاني خود كو مجالي كه سراسر همه تقرير كنم آن زمان كارزوي ديدن جانم باشد در نظر نقش رخ خوب تو تصوير كنم گر بدانم كه وصال تو بدين دست دهم دل Ùˆ دين ره همه در بازم Ùˆ توÙ�ير كنم نوشته شده در ساعت 9:44 AM توسط EHSAN Saturday, January 12, 2002
٭ راستي داشت يادم ميرÙ�ت من به اين چيزا خيلي علاقه دارم :
موسيقي ( بيشتر از نوع سنتي اون) سياست البته ميدونم پدر مادر نداره ها ولي Ú†Ù‡ كنيم ديگه): Ùˆ جديدن به وبلاگ ((-: به خدا آقا تقصير ما نبود تقصير يه لينك تو تارنما آقا ابراهيم نبوي بود Ù�علن باي تا نوشته بعدي نوشته شده در ساعت 12:01 PM توسط EHSAN
٭ ØØ§Ù„ا كه درست شده يك شعر واستون بنويسم از مشيري:
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذ شتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهان خانه قلبم عطر صد خاطره پيچيد ياد صد خاطره خنديد يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم Ùˆ در آن خلوت دلخسته گشتيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه Ù…ØÙˆ تماشاي نگاهت آسمان صاÙ� Ùˆ شب آرام بخت خندان Ùˆ زمان رام شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب Ùˆ شهر Ùˆ Ú¯Ù„ Ùˆ سنگ هم گوش داده به آواز شب آهنگ تو به من Ú¯Ù�تي از اين عشق ØØ°Ø± كن Ù„ØØ¸Ù‡ اي چند بر اين آب نظر كن آب آينه عشقي گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش Ù�ردا كه دلت با دگران است Ú¯Ù�تم ØØ°Ø± از عشق ندانم سÙ�ر از پيش تو هرگز نتوانم ...... نتوانم چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي Ùˆ من نرميدم نگسستم باز Ú¯Ù�تم كه تو صيادي Ùˆ من آهوي دشتم تا به دام تو دراÙ�تم همه جا گشتم Ùˆ گشتم اشكي از شاخه Ù�رو ريخت مرغ شب ناله تلخي زد Ùˆ بگريخت يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در پرده اندوه كشيدم رÙ�ت در خلوت شب آن شب Ùˆ شبهاي دگر هم نكني دگر از آن كوچه گذر هم .......... بي تو اما به Ú†Ù‡ ØØ§Ù„ÙŠ من از آن كوچه گذشتم. تا سلامي ديگر:) نوشته شده در ساعت 11:33 AM توسط EHSAN
٭ :)بالاخره درست شد نزديك بود ديگه از كوره در برم ها! البته تقصير خودم بود (كسي Ù†Ù�همه)!!!!!
نوشته شده در ساعت 11:21 AM توسط EHSAN
٭ íß Ïæ Óå ÇãÊÍÇä ãíÔå:))
ÈÇÈÇ Çíä ÝæäÊ ÝÇÑÓí Ïåä ãä Ñæ ÓÑæíÓ ßÑÏ:(( نوشته شده در ساعت 11:17 AM توسط EHSAN
٭ ÈÇ ÈÇ �ÏÑã ÏÑ ÇæææææææãÏÏÏÏÏÏÏ:)))))))
ÝÇÇÑÓí äãÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜÜí Ôå:)))))) blogID=3261744&post=">ehsan نوشته شده در ساعت 9:52 AM توسط EHSAN
٭ Èí Êæ ãåÊÇÈ ÔÈí ÈÇÒ ÇÒ Âä ßæ�å �ÐÔÊã
åãå Êä �Ôã ÔÏã ÎíÑå Èå ÏäÈÇá Êæ �ÔÊã نوشته شده در ساعت 9:10 AM توسط EHSAN
٭ سلام
........................................................................................از چند وقت ديگه قول ميدم كه هر روز آپ ديت كنم وب لاگ رو! نوشته شده در ساعت 2:58 AM توسط EHSAN Monday, December 31, 2001 ........................................................................................
|